تبليغاتX
یلدای انتظار....
انتظار

آنجا که من نبودم، آنجا که من دانستم اما راهی را می رفتم و تو بودی....

 پشت همه لحظه هایم بودی.... پشت همه لحظه هایم عشقی بود گمشده....

می گذرم از کنارت آرام

بی تفاوت لحظه ای در تو مکث می کنم

مملو از تو می شوم

طیفی می شوی از خاکستری رنگها

دور می شوم آرام آرام

همه بیکران تنهایی شان

دگر باره پیوند یگانه می خورد

به یادگار

در مکث دیدگانم

می مانم با تو

تا زمانی که دیگر لحظه معنی و مرزی نداشته باشد

باز هم لحظه ای دیگر....

و لحظه ای دیگر....

 

نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 10:32  توسط یلدا   | 

منتظر نظرای قشنگتونمنظر یادتون نره

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 12:9  توسط یلدا   |